بگذار دلت بگوید و دستت بنویسد...یادداشت های تنهایی و بلند بلند فکر کردن های شبانه.بذار صادقانه اعتراف کنم هرروز دلم برایت تنگ میشود
تاریخ : ۱۳٩٤/٢/٢۳
نویسنده : khosravi
نظرات ()


بماند که بی بهانه رفتی و 
هیچ سخاوتی در کار نبود
بماند که بی اعتنا به حقوق بشر
مرا در بند چشمانت کرده ای
بماند که بعد از تو،
حتی قناری ها هم بهانه گیر شده اند
و شمعدانی
لب به آب نمی زند
اصلا بماند
که با رفتنت
ستاره ها بی ماه مانده اند...

اینها همه بمانند

میشود ببوسمت؟همین الان؟ همین جا؟
 
 

برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩٤/٢/٢۳
نویسنده : khosravi
نظرات ()


ﭼﻪ ﮐﯿﻔﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﺎﻡ ﮐﻮﭼﮑﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺻﺪﺍ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎﻧﺖ ﻧﻘﺶ ﺑﺒﻨﺪ
ﻭ ﺗﻮ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﮕﻮﯾﯽ ﺟﺎﻧﻢ؟

ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻧﻢ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺗﻮ ﺣﺘﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺎﻣﺖ ﻣﯿﺸﻮﯼ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﺯ ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺑﻔﻬﻤﯽ
ﺍﺳﻤﺖ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ، ﺣﺘﯽ ﻭﺟﻮﺩﺕ
ﻣﺎﻟﮑﯿﺘﺶ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ
ﺑﯿﻦ ﺗﻮ ﻭ ﺍﻭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ !

ﭼﻪ ﻟﺬﺗﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﻣﺪﺍﻡ
ﻧﺎﻣﺖ ﺭﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ
ﻭ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺟﺎﻧﻢ ﺑﮕﻮﯾﯽ،
ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺣﻮﺍﺱ ﭘﺮﺗﯽ
ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻧﺎﻣﺖ ﺭﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ
ﻭ ﺗﻮ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ
ﺑﻪ ﺷﻮﻕ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺟﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻧﺖ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﮐﺮﺩﻩ !

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ
ﺟﺎﻧﻢ، ﻋﺰﯾﺰﻡ، ﻋﺸﻘﻢ، ﻧﻔﺴﻢ ﻧﯿﺴﺖ !
ﮔﺎﻫﯽ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﯾﮏ ﺣﺲ
ﺩﺭ ﮔﻔﺘﻦ ﻧﺎﻡ
ﺁﻥ ﻫﻢ ﺑﺎ " ﻣﯿﻢ" ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ
ﺧﻼﺻﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ... ﺗﻮ ﻫﯿﭻ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ
ﺑﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮏ
ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ
ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ ..


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩٤/٢/٢۳
نویسنده : khosravi
نظرات ()

هیــــــس. . .
اگه ماله منــی. . .
اجازتم دست منه. . .
همه چیزتم مال منه. . .
پس چروک پیشونیتم مال منه. . .
تنها جایی که بت اجازه میدم ناراحت شی. . .
زیر تابوت منه. . .


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩٤/٢/٢۳
نویسنده : khosravi
نظرات ()

ابرهایی که توی این عکسند
تا حالا باید جایی باریده باشند
بی گمان
گلهای زیادی را رویانده اند
و بی گمان یکی از آن گلها را کسی برای معشوقه اش برده
فکر میکنم معشوقه باید لبخندی زده باشد از شادی
بی آنکه بداند
ما
در این عکس
چقدر
غمگین بوده ایم


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩٤/٢/٢۳
نویسنده : khosravi
نظرات ()

تو نباشی من از آینده ی خود پیـرترم

از خرِ زخمیِ ابلیس زمین گیرترم
تو نباشی من از اعماقِ غرورم دورم
زیر بی رحم ترین زاویه ی ساطورم...

برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩٤/٢/٢۳
نویسنده : khosravi
نظرات ()

نگرانی هایم را دور می ریزم ...

نداشتنت را نادیده می گیرم ...

قلبم را سرکوب می کنم ...

دلتنگت نمی شوم ...

دوستت ندارم ...

.

.

.

.

دروغ هایم زیاد شده اند !!!


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩٤/۱/۱٩
نویسنده : khosravi
نظرات ()

روز زن بهانه ای است برای تشکر ازت و من خیلی دوست دارم
و حاضرم همه دنیامو دو دستی تقدیمت کنم . . .


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩٤/۱/۱٩
نویسنده : khosravi
نظرات ()

مادر
نمیتوانم کلامی در مورد اش بنویسم و عاجزم
فقط از خداوند میخواهم که
خـدایا بالاتر از بهشت هم داری..؟
برای زیر پای مــــــــادرم می خواهم
روز مادر مبارک


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩٤/۱/۱٩
نویسنده : khosravi
نظرات ()

ساعت را برداشتم

تا نکوبد ثانیه های نبودنت را ،
که حس نکنم چه قدر برای آمدنت دیر شده …
نشسته ام
و بین رفتن های تو و ماندنهای خودم مخرج مشترک می گیرم!
حاصلش فقط داغِ تو می ماند 
روی دلم

برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩٤/۱/۱٩
نویسنده : khosravi
نظرات ()

من اگر عاشقانه مینویسم نه عاشقم نه شکست خورده

فقط مینویسم تا عشق یاد قلبم بماند 

در این ژرفای دل کندن هاوعادت ها و هوس ها فقط تمرین آدم بودن میکنم،

همین..!


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩٤/۱/۱٠
نویسنده : khosravi
نظرات ()

بعضی ها؛
شبیه عطر بهارنارنجی هستند در کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ دلت،
نفس میکشی...
آنقدر عمیق؛ که عطر بودنشان را تا آخرین ثانیه ی عمرت؛ در ریه هات ذخیره کنی...

بعضی ها؛
شبیه ماهی قرمز کوچکی هستند که افتاده اند در تنگ بلورین روزگارت؛
جانت را با جان و دل در هوایشان؛ تازه میکنی...

بعضی ها؛....

بعضی ها؛
آرامش مطلقند؛
لبخندشان...
تلالو برق چشمانشان؛
صدای آرامشان...
اصلِ کار، تپش قلبشان...
انگار که یک دنیا آرامش را به رگ و ریشه ات تزریق میکند ...

و آنقدر عزیزند؛
آن قدر بکرند؛
که دلت نمی آید حتی یک انگشتت هم بخورد بهشان...
میترسی تمام شوند و تو بمانی و یک دنیا حسرت...

بعضی ها؛
بودنشان...
همین ساده بودنشان...
همین نفس کشیدنشان؛
یک عالمه لبخند می نشاند روی گوشه لبمان...

اصلا خدا جان؛
در خلقت بعضی ها؛ سنگ تمام گذاشته ای ...

سایه شان کم نشود از روزگارمان
و من چقد دوست دارم این بعضی هارو ...
زندگیتون پر از این بعضی ها...


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩٤/۱/۱٠
نویسنده : khosravi
نظرات ()

مــرد اسـت دیـگـر ، غرورشـ آسـمان و دلشـ دریـاسـت
تــو چـه مـیـدانی چـرا یـک مـــرد طبیعتا زودتـر از زنـش میمیرد
تـــو چه مـیـدانی کـه یـک مــرد چـون نـمـیتـواند گـریه کـنـد میمیرد

برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩٤/۱/۱٠
نویسنده : khosravi
نظرات ()

ذکــر نــــــامـت

آرامــــم مـیـکـنـد،

حـتـی اگـر


جـای تــــــــــــو


دیـوار بـگـویـد :


جــــــــــــــــــانـم !


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/۱٢/۱٩
نویسنده : khosravi
نظرات ()

بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی 
بوی تند ماهی دودی وسط سفره ی نو

بوی یاس جانمازترمه ی مادربزرگ


با اینا زمستونو سر می کنم

با اینا خستگی مو درمی کنم


شادی شکستن قلک پول

وحشت کم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب

 

بااینا زمستون و سر می کنم
بااینا خستگی مودرمی کنم

 

فکرقاشق زدن دخترناز چشم سیاه
شوق یک خیز بلنداز روی بته های نور

برق کفش جفت شده تو گنجه ها


بااینا زمستون وسر می کنم

بااینا خستگی مودرمی کنم


عشق یک ستاره ساختن با دولک

ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عیدمدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب

 

بااینا زمستون وسر می کنم
بااینا خستگی مودرمی کنم

 

بوی باغچه بوی حوض عطرخوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن

توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی


بااینا زمستون و سر می کنم
بااینا خستگی مو درمی کنم


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٦
نویسنده : khosravi
نظرات ()

سالهاست
خانه هیچ زنی "مرد" نمی خواهد

همدم میخواهد
یک دوست میخواهد

که پیرهن گل گلی
و چشم های پرحرف بانو را بفهمد

مرد که در خیابان زیاد است
سالهاست خانه ی زن ها
نیست در جهانی میخواهد


که فقط درک کند
و آغوشش خوب کار کند ...


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٦
نویسنده : khosravi
نظرات ()

به موهایت سنجاق بزن 
باد تحمل این همه پریشانی را ندارد 
من به باد سوء ظن دارم 
به تو که میرسد 
نسیم میشود 


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/۱٠/٢٦
نویسنده : khosravi
نظرات ()

چونان صاعـقـــه ای بر من فرود آمدی

و دو نــیــمـــم کردی

نیمی که دوستت دارد

و نیمی دیگر 

که رنج می برد

به خاطرِ نیمه ای که دوستت دارد ...


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/۱٠/٧
نویسنده : khosravi
نظرات ()

هیچگاه

تو را...

آنگونه
دوست نخواهم داشت...

که
زندانیم باشی...!

زندانبانی...

شغل مورد علاقه ام نیست...!

و از دید من...

زندان...

منفورترین مکان دنیاست...!

من...

تارهای افکار خویش نیز...

گسسته ام...!

چه برسد...

به تو...!!!

تو میتوانی پرنده باشی...

اما...

اینکه بخواهی
تا چه حد...

در آسمان من...

اوج بگیری...

در خود توست...

میزان اوج گرفتن و پروازت...

بستگی دارد به...

"آرزویت""باورت""خواستنت""صداقتت"

و...

"عشقت"

هر میزان که...

از
چشمه عشق...

سیرابتر بنوشی...

بیشتر اوج خواهی گرفت...!

من...

تو را...

آرزو نخواهم کرد...!

آنکه با
دل می آید...

با دل میماند...

و این...

می ارزد به تمام زندگی...!!!


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/۱٠/٧
نویسنده : khosravi
نظرات ()


هـوا چقـدر دیـوانـه اسـت !

تـو کـه نیستـی ،
گـریـه مـی کنـد .. !

همـه دچـارت شـدهـ ایـم ..

همـه !

برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/۱٠/٧
نویسنده : khosravi
نظرات ()

زندگی نقطه سر خط.

طلبـــــکارت ک نیستـــــــم

دوستــــــم نـــــــداری

خـــــــب نداشتــــه بــــــاش!!!!

ﺷــــــــﮏ ﻧﮑــــﻦ ...!

" ﺁﯾﻨــــﺪﻩ ﺍﯼ " ﺧﻮﺍﻫـــﻢ ﺳﺎﺧﺖ ﮐﻪ , " ﮔﺬﺷﺘــــﻪ ﺍﻡ " ﺟﻠﻮﯾــــﺶ زﺍﻧـُــــــﻮ بزﻧــــﺪ ...!

ﻗـــﺮﺍﺭ ﻧﯿـــﺴــــﺖ ﻣــــﻦ ﻫــــﻢ ﺩﻝِ ﮐﺲِ ﺩﯾـــﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﺴــــﻮﺯﺍﻧﻢ ...!


برچسب‌ها: حرف دل, عشق, عاشقونه
تاریخ : ۱۳٩۳/۱٠/٧
نویسنده : khosravi
نظرات ()

از تمـــام عطـــرهــای دنیـا

تنها لحـظـه ای

بویـی شبیــه به
آغـوشـت مـیخواهم

تا هـوش از سر ایـن همه
دلتـنـگـی ببــرد ........


برچسب‌ها: حرف دل, عشق, عاشقونه
تاریخ : ۱۳٩۳/٩/٢٤
نویسنده : khosravi
نظرات ()

عـشـق هـمـیـن اسـت کـه بـخـواهـی . . ! 
چـه سـه چـرخـه ی کـوچـکـی را 
چـه هـکـتـارهـا زمـیـن 
چـه زنـی را 
چـه مـردی را . . ! 
عـشـق کـم و زیـاد نـدارد، 
عـشـق 
یـعـنـی هـر چـیـزی کـه 
بـا "هـمـه ات" بـخـواهـی . . .


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/٩/٢٤
نویسنده : khosravi
نظرات ()

از دلَت بپرس مــال ِ کیست ؟
تـُــو مــال ِ منــی
خُودم کشفَت کرده ام 
تـُــو با مـَن مــی خندی
با مـَن گریه ِ مــی کنی
درد دلَت را به ِ مـَن مــی گویــی
دیـوانـه
دلَت برایِ مـَن تـَنگ مــی شود
ضربان قلبت با مـَن بالا مــی رود
با سُکوتَم ، با صدایَم
با حضورم ، با غیبتَم

تـُــو مــال ِ منــی
این بلاها را خُودم سَرت آورده ام
به ِ مـَن مــی گویــی دوستت دارم
وَ دوست داری
آن را از زبان ِ مَن
فقط مَن بشنوی
برای که ِ مــی توانــی خُودت را لُوس کـُنــی ؟
نازَت را بخَرد
وَ بهِ تُو دست نـَزنـَد ؟
چه ِ کـَســی با یک کلمه
با یک نگاه
دلَت را مـی ریزد ؟
بَعد خُودش آن را جَمع مــی کـُنَد وَ سَرِ جایَش مــی گـُذارد ؟
چه ِ کـَســی احســاسـاتت را تـَر وُ خـُشک مــی کـُنـَد ؟
اشکـَت را در مــی آورد 
بَعد پاک مــی کـُنَد ؟ 
چه ِ کـَســی پیش از آن که ِ حَرفت را شُروع کـُنــی
تا ته ِ آن را نَفس مــی کشَد ؟

دیـوانــه
مَن زحمتت را کشیده ام ، تا بفهمــی هَنوز مــی تَوانــی
شیطنت کُنــی ، انتظار بِکشــی ، تَپش ِ قَلب بگیـری ، عاشق ِ شَوی
تـُــو حَق نَداری خُودت را از مَن وَ مَن را از خُودت بگیری
تـُــو حَق نَداری ، " خُودت " را از " خُودت " بگیری
مَن شکایت مــی کُنَم از طَرف هَر دویمــان
از تـُــو
به تـُــو
چه ِ کـَســی قَلب مَرا آب و جارو مــی کُنَد ، دانـه ِ مــی پاشَد
تا کلمات مثل ِ کَبوتَر
از سَر وُ کـُول ِ مَن بالا بروند ؟
چه ِ کـَســی هَمان بلاهایــی را که ِ مَن سَرِ تُو آوردم
سَرِ مَن آورده ؟
من مــال ِ تـُــوام
دیـوانــه
زَحمتَم را کشیده ای
کـَشفم کـَرده ای

نَترس
چند سُوال مــی پُرسَم وَ مــی روم
یک : چند ســال پیرت کـَرده اند ؟
دو : چند ســال جوانت کـَرده ام ؟
سه : از دلَت بپرس مــال ِ کیست ؟
چهار : اگر جای ِ خُدا بُودی ، با ما چه ِ مــی کردی ؟
پنج : کــجا برویـم ؟
دستت را بـه ِ مـَن بده

برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/٩/٩
نویسنده : khosravi
نظرات ()

بــــاید بــاور کنــیم !

"تنـهـــایی" . . .

تلـــخ تــرین بــلایِ بــودن نیــســت . . . 

چیـــزهـای بـدتــری هـم هســت . . . 

روزهـــای خستـــه ای که در خـلـوتِ خـانـــه، پـیـــــر می شــوی . . . 

و ســال هــایی که ثانــیه به ثانیــه از سَــر گذشتــه اســت. . . 

تـــازه پِــی می بـــریــم کـه تــنـــهـایـی، تلخــخ تــرین بـلایِ بـــودن نیســـت. . . 

چیـــزهـــای بدتـــری هم هســــت 

دیــر آمـــدن!


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/٩/٩
نویسنده : khosravi
نظرات ()

امروز فهمیدم تنهایی یعنی ..
همه ی روز با خودت بگویی
"
فراموش کرده ام
بگویی
"
دیگر نیست .. دیگر دوستش ندارم"
اما ..
شب که می شود
زانوهایت را در آغوش بگیری
دیوار بشود تکیه گاه ِ سر پر ز خیالت ..
و در دل بگویی
"
راستی .. ! چقدر دلم برایش تنگ بود ، تمـــام ِ روز .. ! "


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/٩/۸
نویسنده : khosravi
نظرات ()

خیلی وقته دیگه زندگی خوش نمی گذره… فقط… میگذره
.
.
.
بارآخر،من ورق رابادلم بر میزنم!بار دیگرحکم کن ! امانه بی دل! بادلت،دل حکم کن !
حکم دل::
هر که دل دارد بیاندازد وسط !
تا که ما دلهایمان را رو کنیم ! دل که روی دل بیافتاد،عشق حاکم میشود !
پس ،به حکم عشق بازی میکنیم .
این دل من ! رو بکن حالا دلت را…!
دل نداری!!!؟؟؟
بر بزن اندیشه ات را…حکم لازم . دل سپردن ، دل گرفتن هردو لازم !!!

 

ولی............

قمار زندگی را به کسی باختم که "تک دل" را با "خشت" برید جریمه اش یک عمر حسرت شد! باخت زیبایی بود....!!!
یادش رفته بود که من یارش هستم نه حریفش!! یاد گرفتم به "دل" ،"دل" نبندم...
یاد گرفتم از روی "دل " حکم نکنم...
دل را باید"بر"زد جایش سنگ ریخت.. که با خشت "تک بری" نکنند!

برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/٩/۸
نویسنده : khosravi
نظرات ()

گاهی که گلوی شاعرانگی ام رو به کویر لبخندت می گیرد،

تو بر سنگفرش چشمهایم قطره قطره جاری.

در شمالی ترین نقطه قلبم،

با تاجی بر سر،

عاشقانه هایم را واژه به واژه به سلطنت می نشینی!


هنگام غروب من می مانم

و تبسم سپیدهایی که به طعم نگاه توست،

شیرین شیرین!


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/٩/۸
نویسنده : khosravi
نظرات ()

تــــویی که ..

داری مونیتور کامپیوتر رو نگاه میکنی ..

تــــویی که ...

داری تلوزیون میبینی یا حتی کتاب میخونی ..

تــــویی که ..

داری آهنگ گوش میدی یا شاید هم مسیج های گوشیتو میخونی ..

بعد یهویی ..

چشمات پُر ِ اشک میشه ...

اصلا نمیفهمی کی وقت کردی فکر کنی ...

به اون سرعت بُغض گلوت رو میگیره و

بعدش فقط یه نفس عمیــق میکشی ... !!

هی .. هی ..

تـــــــو ..

همونی هستی که ...

دلت شکسته ... دلت گرفته .. دلت تنـــــگ شده ..

تــــــو همونی ... !!


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/٩/۸
نویسنده : khosravi
نظرات ()

ابروهــــای مردانه ات را دوست دارم


وقتــــی به اســــم ِ " غیــــرت "

در هــــم تنیده می شوند ...


برچسب‌ها:
تاریخ : ۱۳٩۳/٩/٦
نویسنده : khosravi
نظرات ()

من یک زنم!

نه جنس دوم ،

نه یک موجود تابع ،

نه یک ضعیفه،

نه یک تابلوی نقاشی شده ،

نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی،

نه یک کارگر بی مزد تمام وقت...

باور داشته باش

من هم اگر بخواهم ،

می توانم خیانت کنم ،

بی تفاوت و بی احساس باشم ،

بی ادب و شنیع باشم ،

بی مبالات و کثیف باشم ....

اگر نبوده ام و نیستم ،

نخواسته ام و نمی خواهم!!

من زنم…

بی هیچ آلایشی…

حتی بی هیچ آرایشی !

او خواست که من زن باشم …

که بدوش بکشم،بار تو را که مردی !

..... و برویت نیاورم که از تو قویترم ...

آری من زنم...

او خواست که من زن باشم ...

همچنان به تو اعتماد خواهم کرد ...

عشق خواهم ورزید ...

به مردانگی ات خواهم بالید ...

با تمام وجود از تو دفاع خواهم کرد ...

پشتیبانت خواهم بود ... و تو ...

مرد بمان!

این راز را که من مرد ترم

به هیچ کس نخواهم گفت !!


برچسب‌ها:


آخرین مطالب
   
 
کـــاش یکیــــ پیـــدا می شــــد که وقتــــی می دیــــد گلــــوتـــــ ، ابـــــر داره و چشـمـاتـــــ ، بــــارون جـــای اینکـــه بپــرســـه : چـــته ؟ چـــی شــده ؟ چـــرا ؟ بغــــلتـــــ کنــــه و بگـــــه : گـریـــه کــــن ... !