بگذار دلت بگوید و دستت بنویسد...یادداشت های تنهایی و بلند بلند فکر کردن های شبانه.بذار صادقانه اعتراف کنم هرروز دلم برایت تنگ میشود
تاریخ : ۱۳٩۱/٧/۱٥
نویسنده : khosravi
نظرات ()

تو کجایی سهراب؟

آب را گل کردند

چشم ها را بستند و چه با دل کردند...

وای سهراب کجایی آخر؟

زخم ها بر دل عاشق کردند...

خون به چشمان شقایق کردند !

تو کجایی سهراب؟

که همین نزدیکی عشق را دار زدند !

ای سهراب

کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی ست...

دل خوش سیری چند

صبر کن سهراب...

گفته بودی قایقی خواهی ساخت !

قایقت جا دارد؟


برچسب‌ها:
آخرین مطالب
   
 
کـــاش یکیــــ پیـــدا می شــــد که وقتــــی می دیــــد گلــــوتـــــ ، ابـــــر داره و چشـمـاتـــــ ، بــــارون جـــای اینکـــه بپــرســـه : چـــته ؟ چـــی شــده ؟ چـــرا ؟ بغــــلتـــــ کنــــه و بگـــــه : گـریـــه کــــن ... !