اما

روزی می رسد که درخیال خود جای خالی ام را حس کنی



در دلت با بغض بگویی:



کاش اینجا بود



اما من دیگر



به خوابت هم نمی آیم.

/ 7 نظر / 17 بازدید
نفس

عالییییییییییییییییییییییی بود

saba

حرف...! بعضی حرفا رو هر چقدر هم بقیه بگن تا خودت تجربه نکنی و به غلط کردن نیفتی بـاور نمی کنی ...! خوشحال میشم به وبم بیایی [ماچ]

پریسا

زیاد جالب نبود [دلقک]

تبسم

دیگر نه باز با باز است ... نه کبوتر با کبوتر! این روزها زاغ هم برای مرغ عشق ... لاف عاشقی می زند!

a30

وب قشنگی دارین...خوشحال میشم به وب من هم سر بزنین[لبخند]

الهام

من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی

esmaeeli

عالی بود یه سری به من بزن